تبليغاتX
فرشته مهر2
فرشته مهر2

 

و کسي مي گويد :

 سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر ، به بلنداي عظيم


به افق هاي پر از نور و اميد و خودت خواهي يافت، خانه ي دوست کجاست ؟


خانه ي دوست در آغوش خداست 

 

 خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست خداست.

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 30 آذر1387 توسط ...



 

قبل از مرگ به خاطره تبدیل شدم

خط خوردم ، ز هستی تعطیل شدم




نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط ...



 

خدايا عاجزانه تو را ميخوانم وبه تو نيازمندم... خداي من نگريستن به زندگي بدون تو برايم ممکن نيست و تنها مامن خستگي هايم توئي.... تنها هم صحبت لحظه هايه دردمنديم توئي... تنها دوست دقائق غربتم توئي... معبود من عاشقانه هايم براي توست و در ذهنم غير از تو معشوق نيست ونيايد.... محبوب من کلامم قاصر است از بيان عشق به تو ولي قلبم مملو از توست.... بيانم زيبا نيست ولي عشق تو زيباست.... کاش مي فهميدم که چه قدر دوستم داري.... کاش ميدانستم مرا چگونه ميپنداري؟؟؟؟؟؟




نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط ...




خدا هميشه 3 پيام براي انسان دارد:


شادي ... حقيقت ... مهر ...


كه همواره يكي به ديگري مي‌انجامد....ترتيب آن‌ها مهم نيست.




نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط ...




 
  هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن .
کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد
اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد .
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت .
و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند.
...با او هرگز تنها نيستي.
فقط کافيست  به آسمان نگاه کني
  
 
* پرسيد : ميتوني خدا رو ببيني ؟
پاسخ داد : من الان غير از خدا هيچکس ديگه اي رو نميتونم ببينم
 
 
* خدايا برداده و نداده و گرفته ات شکر ،که :
داده ات نعمت است و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
  
 

*هرگز خود را بالاتر و يا پايين تر از ديگري نبينيم.

ما هر کدام در گلزار هستي گلي زيبا و يکتا هستيم.

ما هر کدام در نزد خداوند جايگاه ويژه اي داريم.
 

 * هر اتفاقي که در زندگيمان رخ ميدهد,

هر کسي که در راه زندگيمان پديدار ميشود,

به وسيله يک نيروي الهي فقط براي ما به ارمغان

فرستاده ميشود, تا ما را قوي تر, رهاتر و انسان تر کنند.
 

* من اگر بخواهم آزادي خواهان دنيا را به دينم دعوت كنم  ابتدا بايد
 
آنها را قانع كنم كه من مسلمان واقعي نيستم.
 
 
*صداقت سرمايه ي محبت است به همين جهت دروغ گويان از عاشقي محرومند.

* اگرفكر ميكنيد مي شود اشتباه نكرد اشتباه مي كنيد.

* به فاصله ها نيفزاييم تا همديگر را بزرگ ببينيم.

* انسانهاي زود رنج اسير خويشند با اسيران نرد مهر نبازيد.
 
   
* عشق گوهريست گرانبها اگر با عفت توام باشد.
 
 
* عشق، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است.
 
 
* در كـلاس حفـظ تـقـوا و شـرف             دختران دُرنّد و چادر چون صدف
 
* جاده ي زندگي نبايد صاف و مستقيم باشد خوابمان مي گيرد دست اندازها نعمتند
 

*موفقيت فرمول مشخصي دارد:1 % استعداد، 99 % پشتکار  (اديسون)
 

* الهي! همچو بيد مي‏لرزم، مبادا كه به هيچ نيرزم.


* در آبي ترين نقطه چشمانت عشقيست که

صداقت از آن جاريست انجا خدا را عاشقانه ميتوان ديد

* ثروت واقعي آن است که بعد از عبور پل مرگ بدرد بخورد.

*يک لبخند گرم زبان بين المللي محبت است 

 
* بياموزيم كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقي طول نمي كشد، ولي
التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز دارد
 
 

* من قدرت خواستم خدا مشكلات را بر سر راه من قرار داد تا قوي شوم .
من دانايي خواستم خدا به من مسئله داد تا حل كنم .
من سعادت خواستم خدا به من قدرت تفكر وقدرت فهم داد .
من جرأت خواستم خدا موانعي بر سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه كنم.
من عشق خواستم او افرادي را به من نشان دادكه نيازمند كمك بودند .
من محبت خواستم خدا به من فرصتهايي براي محبت كردن داد .
من به هر چه خواستم نرسيدم اما به هر چه نياز داشتم رسيدم زيرا كه خداوند من حكيم بود .
 
  * حرف آخرم به خدا:
خداي من ديگه از من بي نگاه مهربونت چيزي نمونده... چرا كمكم نمي كني؟
نکنه منتظري تو گناه غرق بشم و اونوقت رسوام کني ..بگي اينه بنده ي گناهکارم!!!
به دادم برس که بي ياريت شکسته ام بيچاره من...
نه دري جز عنايت تو مي شناسم نه تواني واسه رفتن دارم
باور كنم سوختن منو مي بيني و سكوت مي كني؟
مي دونم كه خطاكار تر از من رو پناه دادي...
دو دست خالي خودمو به سوي تو دراز مي كنم… زبونم بستست ولي با
قطره هاي اشكم صدات مي كنم...
غوغاي دل شكستم

 
*تولـــــــد تو
 شب ِ ولا د ت ِ تو را
 با کهکشاني از ستاره
 نور باران بايد کرد ،
 بر فراز ِکوچه هاي شهر
 چلچراغي از سپيده
 بايد آويخت ،
 گلهاي  ياس و زنبق و مريم را
 براي ِ جذب ِ عطر و رايحه
 به ميهماني ِ پيراهنت
 بايد آورد ،
 فرشتگان را
 به جشن ِ با شکوه ِ ميلا د ت
 فرا بايد خواند
 تا هم آوا شوند ؛
 اين زيباترين سرود را :
 نازنين !
 تولدت مبارک .

 

* ماه من ، غصه چرا؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز ، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبي و پر مهر، به ما مي خندد
يا زميني را که دلش از سردي خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبريز شد و
نفسي از سر اميد کشيد
و در آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد
زير پاهايمان ريخت،
تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست!
ماه من!دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
کار آن هايي نيست، که خدا را دارند...
ماه من! غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره ي عشق ، زمين خورد و شکست
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست!
او هماني است که دز تاريکترين لحظه شب ، راه نوراني اميد نشانم مي داد...
ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاري است پر از ياد خدا!
و در آن باز کسي مي خواند
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟!چرا؟!


 


 *همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند ... به جز مداد سفيد ... هيچکس به اون کار نمي داد ... همه مي گفتند
تو به هيچ دردي نمي خوري ... يه شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند ... مداد سفيد تا صبح کار کرد ...
... ماه کشيد ... مهتاب کشيد ... و اونقدر ستاره کشيد که
کوچيک و کوچيک و کوچيکتر شد ..
صبح توي جعبه ي مداد رنگي ها جاي خالي اون با هيچ رنگي پر نشد
 
 
* خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و
انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند
 از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

 

*  مي دوني وقتي خدا داشت بدرقت ميکرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي که داري ميري مردمي داره که ميشکننت، نکنه غصه بخوري.
من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي.
تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جابدي، اشک مي دم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم

 
 



نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط ...



 
 
mahmeleshekasteh

                                     

خدايا !
       تو ! فقط تو با همه مهرباني
       حتي با کسي که هيچ کس به او مهر نمي ورزد
       تو  کسي  را مي پذيري که هيچ سرزميني او را
       نمي پذيرد . تو ! فقط تو هستي  که نيازمندان را
       کوچک  نمي بيني  و از خانه ي  خودت  دورشان
       نمي کني ! تو کوچک ترين هديه ها را مي پذيري
       قدر  کارهاي کوچک را مي داني و با پاداش ها ي
       بزرگ قدرداني ات را نشان مي دهي . هر کسي
       به سويت بيايد، تو هم به اونزديک مي شوي وهر
       که به تو پشت کند ، تويي  که  صدايش مي کني !
       تو ! فقط تو با همه مهرباني!
       فرازي از دعاي امام سجاد (ع)

Kjaerligheten_og_livet

گذشت زمان بر آنها که منتظر مي مانند بسيار کُند
و بر آنها که مي هراسند بسيار تُند
و بر آنها که زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني
و بر آنها که به سر خوشي مي گذرانند بسيار کوتاه است
....

Kjaerligheten_og_livet


خدايا به هرچه دل بستم تو دلم را شکستي،
هر کجا که خواستم دل دردمندم را آرامش بخشم،
تو آن را از من گرفتي ودرميان طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردي
تابه هيچکس و هيچ چيز جز خودت دل نبندم...

"دکتر چمران"

...


افلاطون مي گه:
" اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي
 نگيرش،چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم
 که ديدنه، اما اگــه يه روز بــا عقلت کسي رو دوست داشتي،اگــه عقلت
 عاشق شد، بدون کـــه داري چيزي رو تجربه مي کني کـه اسمش عشق واقعيه."....


Kjaerligheten_og_livet



* بهترين کارها پس از ايمان به خداوند،مهرباني با مردم است
حضرت محمد(ص)

*به پيش آور دو دست خالي خود را...
ببينم چشم هاي خيست آيا گفته اي دارند؟
بخوان مارا...بگردان قبله ات را سوي ما...اينک وضويي کن...
خجالت مي کشي از من...بگو, جزمن کس ديگر نمي فهمد...
به نجوايي صدايم کن...بدان آغوش من باز است...
شروع کن يک قدم با تو...تمام گام هاي مانده اش با من



*گفتم : هچکس نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره.
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه .::
خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غير از تو كسي رو ندارم.
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد .::
ما از رگ گردن به انسان نزديك‌تريم (ق/16):

گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي!
گفتي: فاذكروني اذكركم .:: منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/ )
 


* خداوند : هرگاه بنده اي مرا بخواند آن چنان به سخن او گوش مي سپرم
 که گويي جز او بنده اي ندارم ، اما شگفتا که بنده ام همه را چنان مي خواند
 که گويي همه خداي اويند ، جز من!

* صداقت بهترين هديه اي است که مي توان به دوستان تقديم کرد .
شيطان با دروغ آدم را از بهشت لغزاند ، ,ولي  آدم با اشک صادقانه به خدا پيوست .


*خدايا قادر نيستم خود را به خانه تو برسانم
لطفاتو خود به خانه من بيا...!!


* وقتي خوشحال شديد " صلوات " بفرستيد .
وقتي غمناک شديد " استغفار " کنيد . خدا در را باز ميکند
(مرحوم دولابي)


*آنگاه که دوست داري همواره کسي به يادت باشد به ياد من باش که من همواره به ياد توا’م.
از طرف بهترين دوست شما : خدا


*اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند،
 بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

* براي دشمن خود بركت بطلبيد تا او را خلع سلاح كنيد، از اين طريق مهّمات او را از چنگش مي رباييد
و تيرهاي او را به بركات تبديل مي كنيد.


*خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و
انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند
 از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است


*هين مشو نوميد چون واقف نئي از سر غيب
باشــد انـدر پـرده بــازيهاي پنــهان غـم مخور  (حافظ)


*عشقي به من بده که مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
  ياري به من بده که در او ببينم
يک گوشه اي از صفا ي سرشت تو 



* بياموزيم كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقي طول نمي كشد،
ولي التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز دارد.







دلتنگم و ديدار تو درمان من است
بي رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هيچ دلي مباد و بر هيچ تني
آنچه از غم هجران تو بر جان من است

...

لبريزتر از هزار پيمانه شديم
ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم
ديديم گلي به روي ما مي‌خندد
از پيله درآمديم و پروانه شديم



Kjaerligheten_og_livet

   تا نگاه مي ‌كني :
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي!
پيش از آن كه با خبر شوي!
لحظه عزيمت تو ناگزير مي ‌شود
آي ...
اي دريغ و حسرت هميشگي !

ناگهان
چقدر زود
دير مي ‌شود !

" قيصر امين پور "

....


....


يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم
گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم
خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد
بهر بهبود ولي فكر دوايي نكنيم

...

از خاك ما در باد ، بوي تو مي آيد
 تنها تو مي ماني ، ما مي رويم از ياد
قيصر امين پور..

...

اگردرزندگي ات به ناگاه يکي از سيم هاي سازت پاره شد
آهنگ زندگي را چنان ادامه بده که "هيچ کس" نداند برتو چه گذشت...!!!!

...

به دلم ناگه زد که قلم
بردارم به مرکب بزنم
تا از اين نم نم الماس
که بر شيشه قلبم باريد
دو، سه، خط قصه باران
به دل پر زعطش بنشانم
کاش اين جوهر تاريک
کمي روشن بود.....




Kjaerligheten_og_livet



* فرشتگان روزي از خدا پرسيدند :
بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟
خداوند گفت :اين مخلوق من تا غمگين نباشد به ياد من نمي افتد
 



* اگر بتوانم از شکستن يک دل جلوگيري کنم ،زندگيم بيهوده نخواهد بود
اگر بتوانم يک زندگي را از درد تهي سازم و يا رنجي را فرو نشانم  
اگر بتوانم پرنده مجروحي را کمک کنم تا دوباره به لانه خويش باز گردد
زندگيم بيهوده نخواهد بود ...
    


 
 

*خداوند همه مصائب رو سر راهمون قرار داد که بگه :
فقط منو دوست داشته باش ..فقط رفيق من باش و به چيزي که ميراست دل نبند.
 
 

*اهــــــل دل اي نازنين هــايم ســـلام       ســايه تان اينجا هميـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر مي شـــود        حــال من يك حـــال ديــگر مي شـــــود  

 
 


 
   
* سليمان باش و دستور بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وايسا.
برو و بر سر تكبرم خالي شو. به قهرت بگو: شما بفرماييد و بين من و جناب دروغ قهر برقرار كنيد.
به ديو درونت قاطعانه بگو: ?? نـــــــــه??، من غلام ِ تو نيستم. تو غلام مني. مانند سليمان مُـلك وجودت را فرمانروايي كن.
 آقاي دکتر الهي قمشه اي
 
 
 
*روزي بيايد

و آن روز دور نباشد

که آدميان بدين نگاه درهم بنگرند

وآنچه فرشتگان را در پيش آدم بسجود آورد

 در ديده يکديگر ببينند

و باهم مهربان شوند                        آقای دکتر حسين الهي قمشه اي
 
 
 
 
 
                                                                             
*ني قصه ي آن شمع چگل بتوان گفت
نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم دردل تنگ من از آنست که نيست
يک دوست که با او غم دل بتوان گفت
 

 
 
*روزي در آخر ساعت درس، يک دانشجوي دوره دکتراي نروژي سوالي مطرح کرد:
استاد شما که از جهان سوم مي آييد، جهان سوم کجاست؟
فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که
روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم.
به آن دانشجو گفتم
جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب مي شود،
و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد.
به نقل از پرفسور حسابي

 
                                            
                                    
 
 
 
* دوست داشتن كساني كه دوستمان مي‌دارند كار بزرگي نيست،
مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند، دوست بداريم
 
 

* در اين وادي دلفروشان پاک         چه دارم ز فرجام نا اهل باک
محيطي نگارم ز پرگار خويش        نه ملکم فزوند نه آن بيش پيش
که اين انجمن بهر دل گل کنم        به از سيم و زر صرف محفل کنم
نمانده ز جانم جز آن خون دگر        همان قطره خون وقف محمل کنم
آقاي مهندس اميريان فر
 
 
* کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم
تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند
 و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست
ولي حس کودکانه من مي گفت:
خدا دلش از دست آدما گرفته

 
 
 
* از خدا خواستن شجاعت است بدهد نعمت است ندهد حکمت.
از بنده خواستن حماقت است بدهد منت است ندهد ذلت.
 
 

* چون تو را نوح است كشتيبان
ز طوفان غم مخور


 

*فكر كن قبل از اينكه وارد اداره اي شوي،
دستت در دست وزيري قرار دارد و مطمئني كه
حضور ِ او باعث ِ حل شدن ِ تمام مشكلهاي احتمالي مي شود.
اينك دستت را در دست بزرگترين قدرت عالم بدان و
با همان اعتماد به نفس به صحنه ي زندگي روزانه وارد شو.
 


* زندگي سخت بگذرد بهتر است تا بد بگذرد
 
 
 
* زندگــــي يعني نشاندن لبخند بر لب دلشکستـــــــه اي

زندگــــي يعنـــي ستــــــــــــردن اشگ از گونه اي

زندگــي يعنـــــي برداشتــــــــــن بار غم از شانه اي

زندگي يعني شکفتن در سرزمين قلبــــــها ، همچـون گلي

زنـــدگي يعني محبــــــت ، مهربـــــــــاني ،

زنــدگي يعني صـــــــــداقت ، سادگــــــي و همدلي
 
 

 
 
...به کرم سبز بينديش !
بيش تر زندگاني اش را روي زمين مي گذراند
به پرندگان حسد مي ورزد
از سرنوشتش خشمگين است
و از شکل خويش ناخشنود است
مي انديشد: « من منفورترين موجوداتم»
زشت- کريه و محکوم به خزيدن بر روي زمين
اما يک روز مادر طبيعت از کرم مي خواهد پيله اي بتند.
کرم يکه مي خورد.
پيش از اين هرگز پيله اي نساخته.
گمان مي کند بايد گور خود را بسازد
گمان مي کند زمان مرگش فرا رسيده است.
هر چند از زندگي خود تا آن لحظه ناخشنود است:
به خدا شکوه مي برد
« خدايا- درست زماني که به همه چيز عادت کرده ام از من مي گيري»
آن گاه خود را نوميدانه در پيله حبس مي کند و منتظر پايان مي ماند
مدتي مي گذرد
در مي يابد که به پروانه اي زيبا تبديل شده
مي تواند به آسمان پرواز کند
و بسيار تحسينش کنند
حال از معناي زندگي و از برنامه هاي خدا شگفت زده شده است !
 
 



نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط ...


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
ابتدا نيت كنيد

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ