1- بهترين و ارزنده ترين خصلت ها : انجام کارهاي نيک، فرياد رسي بيچارگان و بر آوردن آرزوي آرزومندان است.
2- از بخششي که زيان آن براي تو بيش از سودي است که به برادرانت ميرسد خودداري کن.
3- ايمان عبارت است از : اقرار به زبان ،شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح
4- بالاترين درجه عقل خودشناسي است
5- آن کس که براي رضاي الله کسي را به برادري گزيند خانه اي را در بهشت بدست آورده است .
6- بهترين ثروت شخص و برترين اندوخته اش صدقه است
7- خوش خلقي دو گونه است : فطري و اختياري ولي صاحب خلق خوش اختياري برتر است
8- شکيبايي بر بلا زيبا و پسنديده است ولي برتر از آن صبر در برابر محّرمات است
9- سرآمد طاعت الله تعالي صبر و رضاست
10- عبادت به زيادي نماز و روزه نيست بلکه به انديشيدن در امر پروردگار متعال است
11- با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتياط کن و با عموم مردم گشاده رو باش
12- در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارايي خود مي خرد و آزاد ميکند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمي خرد .
13- بي اعتنايي به دارايي مردم ، بهتر از بذل و بخشش است
14- ياري کردن ناتوان ، بهتر از صدقه دادن است
15- بهترين مال و ثروت آن است که وسيله حفظ آبروي انسان شود .
16- براي کودک شيري بهتر از شير مادرش نيست
17- آن کس که خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد کسي را که به او گمان بد برده است ملامت کند.
18- کسي که بيدادگري پيشه کند ، از عقوبت ايمن نخواهد ماند .
19- کسي که بخواهد بي نيازترين مردم باشد ، بايد به آنچه نزد الله تعالي است اطمينان داشته باشد .
20- آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالي بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد .
21- هر که خوش دارد که عمرش طولاني و روزي اش افزون شود صله رحم به جاي آورد .
22- کسي که اندوهي از دل مومن بزدايد ، الله تعالي در روز قيامت اندوه را از دل او برطرف نمايد
23- خوشبو ساختن خود از اخلاق انبيا عليهم السلام است پاکيزگي از اخلاق انبيا عليهم السلام است .
24- پيمان شکن از حوادث ناگوار در امان نباشد .
25- هر گاه دانشمندان ، علم و حکمت را به غير اهلش عرضه کنند آن را تباه کرده اند
26- از حقوق ميهمان آن است که او را تا د رمنزل همراهي کني
27- حقيقت ايمان : انجام واجبات و دوري از محرمات است .
28- در ترازوي اعمال ، هيچ چيز گرانسنگ تر از اخلاق نيکو نيست .
29- خاموشي دري از درهاي حکمت است .
30- دوست هر کس عقل اوست و دشمنش جهل او
31- الله متعال عمل بنده اي را که انديشه بدي نسبت به مومني در دل داشته باشد نميپذيرد .
32- از حرص و حسد بپرهيزيد زيرا اين دو خصلت موجب هلاک امت هاي پيشين شده است.
33- سروران مردم ، در دنيا بخشندگانند و در آخرت پرهيزگاران .
34- بر حق شکيبا باشيد ، اگر چه تلخ و ناگوار باشد .
35- هيچ پارسايي سودمند تر از دوري از گناهان و خودداري از آزار مومن نيست .
36- کسي که ميخواهد عزيز ترين مردم باشد بايد در نهان و آشکار تقواي الهي را پيشه سازد.
37- عقل موهبتي است الهي ، ولي ادب با کوشش و رنج حاصل ميشود .
38- تدبير قبل از عمل ، تو را از پشيماني در امان ميدارد
39- تفکر آئينه توست ، که بدي ها و خوبي هايت را به تو نشان مي دهد .
40- هديه، کينه ها را از دلها ميزدايد .
●هيچكس آنقدر فقير نيست كه نتواند لبخندي به كسي ببخشد
و هيچكس آنقدر ثروتمند نيست كه به لبخندي نياز نداشته باشد
● هر روز صبح با خود بخوان :
من در لحظه زندگي مي کنم . هر روز زندگيم رااز نو آغاز مي کنم
با تشکر از دوست عزیزی که این متن را برایم ارسال کردند...![]()
برگزیده ای از سخنان آقای دکتر الهی قمشه ای :
* بدبختی برای آدم بد وجود دارد وبرای آدم خوب بدبختی وجود ندارد بلکه سختی وجود دارد سختی را خداوند فرستاده بعدا هم بر طرف می کند اینقدر لذت به شما می دهد که همه سختي ها را فراموش بکنید
*بهترین دوست کسی است که یادآورباشد از کسی که از یادمان رفته،بقیه دوستی ها هم به درد نمی خورندچون دوستیهایی اند بر مبنای نیازمندیهای این عالم و موقت به اندازه دوام آن نیازمندیها،ولی اگر بر این مبنا با هم دوست شدید که هر دو یک معشوق دارید که تا بینهایت باید با هم برویدهیچگاه از هم جدا نمی شوید،آنچنان رفیقی را بایدخواستار باشد انسان مثل پیر مغان که دائما یادآورنده باشد و بشناسد درد انسان را و اگر دردی هم ندارد در او آن درد عشق را ایجادکند
*حادثه مهم زندگی این است که قبل از اینکه آن واقعه قیامت رخ بدهد در همین عالم، آن قیامت برای انسان رخ بدهدودر همین عالم به پیشگاه آن جمال برسد
*اگرانسان يك عظمتي راطالب بشود نشانه عظمت روح خودش هست،هركس كه گفت من طالب مطلوبي هستم نشانه اينست كه قابليت واستعداد رسيدن به آن مطلوب راهم دارد
* اساس تعلیم و تربیت این است که ما تلاش کنیم آدمها لذت ببرند از چیزهای خوب و از چیزهای بد لذت نبرند
*اگر می بینید سخنان کسی را متوجه نمی شوید علتش اینست که آن فرد شما را دوست ندارد
*غافلان کسانی اند که در هر چیزی منافع خودشان را می بینندوهیچ کاری ندارند به زیبایی و تجلی خداوند،
وغافلان آدمی خوار هستند، آنها آکل هستند وبقیه مردم ماکول ومی خواهند ببینند چه سودی از بقیه مردم می برند
وبه همین جهت هم آدمها را متفاوت می بینند
*در زندگی مهم این نیست که به ایده آل زندگی تان برسید بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان حرکت کنید
* به اشك مي گويندآب ديده ؛ ولي بايد ديدچه ديده كه آن اشك راريخته ؟...
تغيير عادت منفي به مثبت
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
مثال:
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم :
از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم:
رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي فقير هستم؛بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم
شما هم ميتوانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي ديگران بفرستيد...
وقتي بعد از مدتي همديگر را ميبينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر ميآيي؟"، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟"، "چرا توهمي؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ....
بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"، و .... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء ميكند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه ميشود كه درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كني
با تشکر از عزیزی که این مطلب را ارسال کردند ...
...خدا آفريدگار بود
و چگونه مي توانست نيافريند
زمين را گسترد و آسمانها را برکشيد ...
و خدا يکي بود و جز خدا هيچ نبود
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود
و عدم گوش نداشت
حرف هايي است براي گفتن که اگر گوشي نبود ، نمي گوييم
و حرفهايي است براي نگفتن ...
حرف هاي خوب و بزرگ و ماورائي همين هايند
و سرمايه ي هر کسي به اندازه ي حرف هايي است که براي نگفتن دارد ...
و خدا براي نگفتن حرف هاي بسيار داشت
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه مي توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هيچ نبود
در نبودن ، نتوانستن بود
با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود
هر کسي گمشده اي دارد
و خدا گمشده اي داشت ...
دكتر علي شريعتي
خــــــــــــدا جبران تمـــــــــام نداشته های من است
مؤمنی نزد یك روحانی رفت و گفت :
روزگارم را چگونه بگذرانم تا خداوند از اعمال من راضی باشد ؟
روحانی پاسخ داد : " تنها یك راه وجود دارد : زندگی با عشق "
چند دقیقه بعد شخص دیگری نزد او رفت و همین سؤال را پرسید .
...
روحانی این بار گفت : " تنها یك را وجود دارد : زندگی با شادی "
شخص اول تعجب كرد : اما به من توصیه ای دیگری كردید ، استاد ؟
...
روحانی گفت : " نه دقیقا همین توصیه را كردم . "
*وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند ،
پرهايش سفيد مي ماند ولي قلبش سياه ميشود ...
*دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است .
يکي از بدترين راه هاي استفاده از وقت آنست که :
کاري را که به هيچ وجه لازم نيست به بهترين وجه انجام دهيم.
به راستى كه دل در درون سينه بى قرار است و به دنبال حق مى گردد
و چون به آن رسيد ، آرام و قرار مى گيرد .
امام جعفر صادق عليه السلام
فکر در نعمت ها عامل دوست شدن است
فکر در گناهان عامل توبه است
فکر در دنيا عامل زهد است
فکر در حوادث عامل تواضع است
فکر در مرگ عامل کنترل هوسها و شهوات است
فکر در بزرگان عامل مقايسه و رشد است
فکر در عواقب عامل مصونيت است
فکر در گذشت عمر عامل سعي و تلاش است
فکر در قهر الهي عامل خوف خوف است
فکر در تاريخ عامل عبرت است
فکر در مخلوقات عامل ايمان است
فکر در ضعفها عامل توکل است
فکر در مفاسد اخلاق عامل تهذيب است
فکر در شدائد ديگران عامل استقامت است
فکر در خدمات والدين عامل احسان است
فکر در پديده هاي هستي و زيبائي طبيعت عامل معرفت و خشوع است...
و بدان كه انتقام ِ خدا از بنده،
به سُخـط (خشم ِ بي رحمانه) و عـِتاب (بي حرمتي و سرزنش) نبـُوَد،
بلكه به تقويم (متحول كردن) و تأديب (ادب كردن از فرط ِ عشق) باشد.
"افلاطون "
منبع : شفا
((و سقيهم ربهم شرابا طهورا)) (سوره دهر آيه 21)
امروز شراب از منبع لطف روان، فردا شراب طهور از كف رحمان!
هركه را امروز شراب لطف و محبت نيست، فردا او را شراب طهور نيست.
امروز شراب محبت از جام معرفت مي آشامند و فردا شراب طهور در بهشت رضوان
بهشت امروز دل عارفان است كه ديوارش ايمان و اسلام، زمينش اخلاص و معرفت، درختانش تسبيح و تهليل، جويهايش تقوي و توكل، كاخهايش از علم و زهد، منظره اش از صدق و يقين و رضوانش رضا به قضا است.
در شگفتم که
سلام آغاز هر دیداریست
ولی در نماز پایان است
شاید این بدان معناست که
پایان نماز آغاز یک دیدار است ...
|
هنگامى كه نفس و شيطان انسان را وسوسه مىكنند چه راه حلّى مىتواند كمكمان كند ؟ | |||||
| |||||
|
|

آدمی وقتی از فضیلت خالی است،از خود وحشت می کند و بیشتر به دیدار مردم می رود
و با همنشینی با آنان وحشت را از خود دور می کند؛
ولی اگر خود اهل فضل باشد،وحدت طلب می شود،تا در خلوت بتواند به فکر و استخراج علم و حکمت بپردازد و گفته اند :"استیناس علامت افلاس است".
او مدعی انس با خداوند است،در حالی که از خلوت ذوقی نمی برد و از مشاهده ی مردم نمی گریزد؛
بلکه وقتی می بیند،مریدان دور او حلقه زده اند دلش مالامال حلاوت می شود،
اما وقتی با خدا خلوت می کند دلتنگ می گردد.
آیا عاشقی را دیده اید که از دیدار محبوبش ملول گردد و به هم صحبتی با دیگری روی آورد؟
{ابو حامد غزالی}
با تشکر از دوست گرامی که این مطلب رو ارسال کردند ....
اول از همه برايت آرزو ميکنم که عاشقتر به خدا و مردم شوي....
برايت آرزو دارم دوستاني داشته باشي،
که دست کم يکي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي ... نه کم و نه زياد ... درست به اندازه،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد ...
تا که زياده به خود غره نشوي.
و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي، نه خيلي غيرضروري ...
تا در لحظات سخت، وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است،
همين مفيد بودن کافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي،
نه با کساني که اشتباهات کوچک مي کنند ... چون اين کار ساده اي است،
بلکه با کساني که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميکنند ...
و با کاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي، خيلي به تعجيل، رسيده نشوي ...
و اگر رسيده اي، به جوان نمايي اصرار نورزي،
و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي ... چرا که هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد
و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم که دانه اي هم بر خاک بفشاني ... هر چند خرد بوده باشد ...
و با روييدنش همراه شوي، تا دريابي چقدر زندگي در يک درخت وجود دارد.
بعلاوه اميدوارم پول داشته باشي، زيرا در عمل به آن نيازمندي ...
و سالي يکبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي:"اين مال من است"،
فقط براي اينکه روشن کني کدامتان ارباب ديگري است!
و در پايان، اگر مرد باشي، آرزومندم زن خوبي داشته باشي ... و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي،
که اگر فردا خسته باشيد يا پس فردا شادمان، باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ... .
اگر همه اينها که گفتم برايت فراهم شد، ديگر چيزي ندارم برايت آرزو کنم ...

ويکتورهوگو (البته متن را مختصری تغییر دادم )

