شنبه 17 فروردین1387 ساعت 21:11
اول از همه برايت آرزو ميکنم که عاشقتر به خدا و مردم شوي....
برايت آرزو دارم دوستاني داشته باشي،
که دست کم يکي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي ... نه کم و نه زياد ... درست به اندازه،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد ...
تا که زياده به خود غره نشوي.
و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي، نه خيلي غيرضروري ...
تا در لحظات سخت، وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است،
همين مفيد بودن کافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي،
نه با کساني که اشتباهات کوچک مي کنند ... چون اين کار ساده اي است،
بلکه با کساني که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميکنند ...
و با کاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي، خيلي به تعجيل، رسيده نشوي ...
و اگر رسيده اي، به جوان نمايي اصرار نورزي،
و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي ... چرا که هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد
و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم که دانه اي هم بر خاک بفشاني ... هر چند خرد بوده باشد ...
و با روييدنش همراه شوي، تا دريابي چقدر زندگي در يک درخت وجود دارد.
بعلاوه اميدوارم پول داشته باشي، زيرا در عمل به آن نيازمندي ...
و سالي يکبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي:"اين مال من است"،
فقط براي اينکه روشن کني کدامتان ارباب ديگري است!
و در پايان، اگر مرد باشي، آرزومندم زن خوبي داشته باشي ... و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي،
که اگر فردا خسته باشيد يا پس فردا شادمان، باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ... .
اگر همه اينها که گفتم برايت فراهم شد، ديگر چيزي ندارم برايت آرزو کنم ...

ويکتورهوگو (البته متن را مختصری تغییر دادم )
نوشته فرشته مهر | لینک ثابت | موضوع: کلام بزرگان دین و ادب


